2821
2789
عنوان

با شوهرم دعوام شد

378 بازدید | 40 پست

امروز داشتیم حرف میزدیم باهم سر جاریم میگفتم هرجوری برادرت با من رفتار میکنه تو هم باید اونجوری باشی میگه من دلم خوبه میدونین اصلا بحثم سر خوب و بد بودن نیست برادر شوهرم و جاریم خیلی بی رحم و بی ادبن اونا هرکاری بخوان میکنن بعد شو۶رم میاد میگه ما باید بریم اونجا حس سواستفاده بهم دست میده جاریم نه خوشگله نه هیچی فقط خیلی حق به جانبه

ادامه داره

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بعد امروز بهش گفتم یکم واسه شخصیت من احترام بزار کاری نکن من سبک شم میگه نه من کاری نمیکنم دیگه انقدر طولش داد اخر سر هم اینو کوبید تو سرم که پدر ندارم و میگه خدا یه چیزی دیده که اینجوری پدر نداری و فلان و....

چی نوشتی اصلا متوجه نشدم😐

دخترم اگر عاشق شد😍حاضرم زندگی ام را بدهم تا اورا به عشقش برسانم😊میدانی؟ اگر خدای ناکرده انتخابش هم نامناسب باشد☹ رسیدن به عشقش خیلی بهتر از آن است که سالها با مردی زندگی کند و عقده ی گرفتن دستان عشقش پیرش کند😪
بعد امروز بهش گفتم یکم واسه شخصیت من احترام بزار کاری نکن من سبک شم میگه نه من کاری نمیکنم دیگه انقد ...

چه حرف زشتی زده بهتتتتت متاسفم براش

ولی نمیفهمم دعواتونو حس میکنم میشد دعوا نکنید

بعد امروز بهش گفتم یکم واسه شخصیت من احترام بزار کاری نکن من سبک شم میگه نه من کاری نمیکنم دیگه انقد ...

خب ببین بهش چیزی نگو. دیدی خیلی اصرار میکنه بریم خونه داداشم بگو من جایی که بهم بی احترامی بشه نمیام. تو میخوای بری برو به سلامت

من نفهمیدم چی گفتی

سر جاریم امروز با شوهرم دعوام شد خیلی طرفداری جاری و برادرشوهرمو میکنه ولی یکم حس سواستفاده بهم دست میده حس میکنم دارن ازم سواستفاده میکنن

سر جاریم امروز با شوهرم دعوام شد خیلی طرفداری جاری و برادرشوهرمو میکنه ولی یکم حس سواستفاده بهم دست ...

ابن دفعه سر اونا دعواتون شد بهش بگو خاک تو سرت اونا دارن به خوشی زندگیشونو می‌کنند بعد تو واسه پاچه خواری اونا زندگی مارو زهر کردی

بعد امروز بهش گفتم یکم واسه شخصیت من احترام بزار کاری نکن من سبک شم میگه نه من کاری نمیکنم دیگه انقد ...

گه خورده ینی چی این حرفی ک بهت زده منم اوایل ک ازدواج کرده بودم شوهرم همش جاریامو مثال میزد منم بهش گفتم یه باردیگه حرفشونوبزن ببین چیکار میکنم دیگه بعد اون اسمشونم نیاورد حتی میزدی دهنش اول دیگه از این گها نمیخورد بعدشم هروقت گفت بابانداری بگو بهش خدا گل چینه ادمای خوبو زود میبره ن عین شماها بزا تا ته کونش بسوزه

تاتوانی درجهان یک رنگ باش قالی از صد رنگ بودن زیرپاافتاده است💞💖❤عشق زندگیم همسر مهربونم خیلی دوست دارم اگه میشه برام یه صلوات بفرستید🥰🙏
خب ببین بهش چیزی نگو. دیدی خیلی اصرار میکنه بریم خونه داداشم بگو من جایی که بهم بی احترامی بشه نمیام ...

منم همین کارو کردم بهترین کاره من از جاری کوچیکم متنفرم نمیرمم خونش ب شوهرمم گفتم گفتم داداشته دوس داری خودت برو ببینش من پامو تو خونه اونا نمیزارم البته از برادر شوهرمم متنفرم

تاتوانی درجهان یک رنگ باش قالی از صد رنگ بودن زیرپاافتاده است💞💖❤عشق زندگیم همسر مهربونم خیلی دوست دارم اگه میشه برام یه صلوات بفرستید🥰🙏
ابن دفعه سر اونا دعواتون شد بهش بگو خاک تو سرت اونا دارن به خوشی زندگیشونو می‌کنند بعد تو واسه پاچه ...

بهش گفتم قبلا بخدا اونا اصلا این واسشون مهم نیست برادر شوهرم اگه شوهرمو یه سالم نبینه اصلا مهم نیست واسش

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز