2777
2789

یه زنوشوهر بودن همراه نامزدم و مادرشوهرم اومده بودن خونمون 

غذارو که آوردیم یه ظرف خورشت بود و یه پرس کباب با سس کباب 

منم به شدت گرسنم بود نامزدمم همینطور دوتا قاشق غذا خوردیم بعد یهو خانومه قاشق دهنیشو زد به خورشت درحالی ک ملاقه خورشت توش بود 

مامانم اشاره کرد ک اشکالی نداره کباب بخورید 

بخدا قسم همون لحظه خانومه خواست علاوه بر خورشت کبابم برداره بعد با همون قاشق دهنی سس کبابو برداشت ریخت رو کباب و با پشت قاشق مالید رو همه کبابا

بشقابش به شدت حال به هم زن شده بود ژله و ترشی و سس و خورشت و کباب و برنج همش تو بشقابش قاطی بود

هنگ کرده بودم داشت گریم میومد نه بخاطر غذا ولی بخاطر این کارش واقعا خیلی حالم بد شد 

همونجا جلو چشمش رفتم نون و ماست اوردم به نامزدم گفتم بیا با برنجت بخور 

نامزدمو مادرشوهرم از خجالت داشتن آب میشدن بنده خداها مادرشوهرم هی میگفت پاشید بریم رسول کلید نداره دم در میمونه

آزاد شو از بند خویش ،تحقیر را باور نکن. اکنون زمان زندگی‌ست ، تاخیر را باور نکن. 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کاش ماست و نمیاوردی دلم برا مادر شوهر و نامزدت سوخت

ديوانه و دلبسته ي اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت باشيک لحظه نخور حسرت آن را که نداريراضي به همين چند قلم مال خودت باشدنبال کسي باش که دنبال تو باشداينگونه اگر نيست به دنبال خودت باشپرواز قشنگ است ولي بي غم و منتمنت نکش از غير و پر و بال خودت باشصد سال اگر زنده بماني گذرانيپس شاکر هر لحظه وهر سال خودت باش
حین غذا خوردن به صورت و بشقاب کسی نگاه نکنید❤

والا ما سرمون تو غذامون بود تا اون لحظه که همه چی دهنی شد ما ماستو برنج خوردیم 

آزاد شو از بند خویش ،تحقیر را باور نکن. اکنون زمان زندگی‌ست ، تاخیر را باور نکن. 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز