2777
2789
عنوان

سرکار رفتن

1288 بازدید | 27 پست

سلام بچه ها به کمکتون نیاز دارم،من ۸ماهه عروسی کردم و شوهرم شغلش چرخشیه،الان بعد از مدتی برام یه کار خوب جور شده که برم سرکار،مشکل من اینه که بخاطر چرخشی بودن شغل همسرم و شغلی که خودمم میخوام برم احتمال زیاد دوشیفت صبح و عصر داره،وقتی شوهرم زودتر از من بیاد از سرکار میخواد بره خونه مادرش و اونجا بمونه تا من برگردم و من اینجوری دوسندارم،بنظرتون قید کارمو بزنم؟

من که از هر چی کاره متنفرم خدا لعنتم کنه که سر کار بودم یه روز😔

بترس ؛ بترس از کسی که سکوت کرد وقتی دلش رو شکستی و اون تمام حرفاشو به جای تو فقط به خدا زد ؛وخدا خوب گوش کرد و خوب به یادش میمونه آنچه رو که گوش کرده از کسی که قلبش رو شکستی و خواهد رسید روزی که خداوند تمام اون حرفا رو سر تو فریاد بزنه و اونجاست که تو نمیتونی پاسخی بدی و تو اونروز رو درک خواهی کرد...

خب بره، قبل ازدواج با تو هم پیش مامانش بود دیگه

چهارمین کاربری، دوست عزیز روان پریشی که انگشت بی صاحاب بی قرار داری هی گزارش میزنی، اره دقیقا با خودتم، روزی سه وعده تپاله گاو بردار بریز رو سرت بدبخت، با تچکر😐

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب براش غذا بزار.کارای خونه رو انجام بده همه چیز رو مرتب کن و برو اونم بیاد گرم کنه بخوره دوش بگیره و استراحت کنه

مرا تا دل بُوَد  دلبر تو باشی♡                                                          یه تثبیتی با اراده💪💛

خب براش غذا بزار.کارای خونه رو انجام بده همه چیز رو مرتب کن و برو اونم بیاد گرم کنه بخوره دوش بگیره ...

من اوایل عروسی یه ماه رفتم کارآموزی با اینکه همه ی کارامو انجام میدادم و غذا حاضر بود بازم میرفت اونجا،نمیدونم چیکار کنم

بستگی به روحیه خودت داره من بودم این کارو نمی‌کردم. مدیریت همسر و منزل برام در اولویته

دنبال لذت های حقیقی و عمیقم،   لذت های آنی مثل خاروندنه، یه لحظه و بعدم هیچ اثری نمیمونه...
بستگی به روحیه خودت داره من بودم این کارو نمی‌کردم. مدیریت همسر و منزل برام در اولویته

اره میدونم میترسم برم سرکار بعدش زندگیم خراب بشه،از یه طرفم کلی واسه این کار تلاش کرده بودم 

من اوایل عروسی یه ماه رفتم کارآموزی با اینکه همه ی کارامو انجام میدادم و غذا حاضر بود بازم میرفت اون ...

باههش صحبت نکردی؟مثلا بگو عزیزم من برات غذا میزارم تا وقتی نیستم همه چی مهیا باشه اگه گفت میرم خونه مامانم بگو چراعزیزم ؟چیزی نیاز داری خونه ؟بگو قبل رفتنم انجام بدم

مرا تا دل بُوَد  دلبر تو باشی♡                                                          یه تثبیتی با اراده💪💛

چرا عزیزم؟

چون کارم باعث سلامتیو آیندم شد کااااااش قلم پام از صد جا میشکست ولی نرفته بودم کااااش همون روزی که میرفتم برا مصاحبه مرده بودم😔

بترس ؛ بترس از کسی که سکوت کرد وقتی دلش رو شکستی و اون تمام حرفاشو به جای تو فقط به خدا زد ؛وخدا خوب گوش کرد و خوب به یادش میمونه آنچه رو که گوش کرده از کسی که قلبش رو شکستی و خواهد رسید روزی که خداوند تمام اون حرفا رو سر تو فریاد بزنه و اونجاست که تو نمیتونی پاسخی بدی و تو اونروز رو درک خواهی کرد...

جاری منم میره سرکار شرهرش خونه مادرشوهرم چتره ، تا کارای خوابشون رو میگه والا مردی که خاله زنکه خاله هست ، حالا شوهر من هم میره ولی نه دعوامونو خبر میبره نه شادیمونو ، سخت نگیر 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز