منم ۱۵ روز پیش پدرمو از دست دادم
بچم ۱۰ روزش بود
دلم میخواست بیام درد دل کنم از همین آدما ترسیدم
سعی کردم قوی باشم تا بچم آسیب نبینه توی دنیای واقعی هم خیلی نمک به زخمم زدن یه عده میگفتن کلا به روی خودت نیار به بچه شیر میدی انگار میشه ! توقع داشتن برام مهم نباشه حتی اشک هم نریزم ، یه عده هم میگفتن چه دل گنده ای داری بچه داریتو میکنی ! بابا خوب بابام مرده ناگهانی هم بود شوکه شدم واقعا ولی بچمو که نمیتونم بکشم مجبورم شیرش بدم عوضش کنم و ....
این وسط به قول خواهرم یه مصیبت که سر آوم میاد هزار مصیبت آدمها سرت میارن .