رفته ساعت ده و نیم تا دوازده و نیم پیش دوستاش منو تنها گذاشته سه شب پیشم همش شبکار بوده دلم میخاست امشبو باهم خلوت کنیم بعد رفته بیرونو اومده مثل طلبکارا بعد یهو دیدم وای وای لباسش بوی سیگار میده خیلی بدم اومد خیلی ناراحت شدم گفتم تو لیاقت نداری بذارم با دوستات بری بیرون همونطور که تو نمیذاری همش وقتی میای از پیششون اخلاقت عوض میشه و همش بوی سیگار میدی بعد میگه ب تو ربطی نداره دلیلی نداره برات توضیح بدم در صورتیکه انقد حودش برا من محدودیت گذاشته .بعد میگه بیخود میکنی بمن بگی چکار کنم چکار نکنم .بعدم جاشو جمع کرد رفت تو اون اتاق خوابید درم بست خیلی دلم شکست من فقط یه توضیح ازش خواسم .بنظرتون چکار کنم؟