ما چند سال پیش یه مقدار پول داشتیم یه مقدار پدرشوهرم کمک کرد تریلی خریدیم یه سال تمام شوهرم مث خر کار کرد تا پول بابا شو بده و کم کم داد و ۴ دنگ تریلی رو گرفت پارسال خواهرشوهرم که یه شهر دیگه بود قرض بالا اورد و پدر شوهرم رفت و اونا رو اورد اینجا و اون دو دنگ باقی مونده رو داد به اونا مجانی تا با شوهرم کار کنه و قرض خودشو بده
تو این یه سالی که اومدن پدرشوهرم همش با شوهرم دعوا میکنه قبلا اصلا به همدیگه تو هم نمیگفتن همش زیر سر خواهر شوهرمه دیشب دوباره دعوا کردن سر حساب کتاب ماشین پدر شوهرم رو کرده میگه از کجا معلوم که بعضی سرویس ها رو میری و نمینویسی در حالی که شوهرم خیلی وقتا بیشتر از حقشون بهشون میده ما و خواهر شوهرم تو خونه پدر شوهرم هستیم موندم چطور روشون میشه اینجوری بگن هرچی هم به شوهرم میگم بیا خونه رو عوض کنیم میگه نه من مادرمو با اینا تنها نمیزارم دیشب انقدر مادر شوهرم به خاطر ما گریه کرد و از دختر و شوهرش فحش خورد اخرشم اشک شوهرمو در اوردن و شوهرم دستش و رو خواهرش بلند کرد گفت تو غلط میکنی با مامان اونجوری رفتار میکنی و مامانشو اورد خونه ما به باباش گف تا تکلیف ماشین روشن نشه من نمیرم سر کار یا همشو بده بهم یا بفروش خیالمونو راحت کن
لطفا برامون دعا کنید تا مشکلمون حل بشه 😔😔