احساس میکنم تودنیابدبختی نبوده ک سرم نیادنوزده تیربابام تصادف کردموتورزدبهش ضربه مغزی شدمنم ازشهردوراومدم هفت ساعت فاصلمونه ازضربه مغزی نجات پیداکردمرخصش کردیم بعدازچهارروزمتوجه کرونای بابام شدیم ودوباره بستری بعدازاون ب فاصله پنج روز مامانمم مبتلاوبستری شدمامانم۳۹سالشه دوروزاول خوب بودگوشی جواب میدادبعدش گفتن ریه اش عفونت شدیدداره بعدازنه روزگفتن مامانم توکماس پنج روزبعدش تموم شدهمه چی
خیلی خستم من ی بچه دوساله دارم ی ابجی مجردی داداش۷ساله ی بابای مریض ک حافظش فعلااختلال داره ویکسره مامانمومیخادازهمه چی بی خبره دعاکنیدمنم بمیرم برم پیش مامان مهربونم