2777
2789

هشتمین عادت بدی که برنامه روزانه ما را تحت الشعاع قرار می‌دهد، وقت گذاشتن برای سخن‌چینی است. افراد سخن‌چین، از بیچارگی دیگران لذت می‌برند. شاید در ابتدا، سردرآوردن از خطاها و لغزش‌های شخصی یا حرفه‌ای دیگران جالب باشد، ولی با گذشت زمان، این کار خسته‌کننده شده و موجب می‌شود احساس شرمندگی کنید و به افراد دیگر نیز لطمه می‌زند. در اطراف شما نکات مثبت بسیاری وجود دارد و چیزهای زیادی را می‌توانید از افراد جالب یاد بگیرید، به جای آنکه وقت خود را با حرف زدن در مورد بیچارگی‌های دیگران تلف کنید.

بیشتر نویسنده‌ها، ساعات بی‌شماری را صرف طوفان فکری در مورد کاراکترها و طرح داستان می‌کنند و حتی صفحات بسیاری را می‌نویسند که می‌دانند هرگز از آنها در کتاب خود استفاده نخواهند کرد. آنها به این دلیل این کار را انجام می‌دهند که می‌دانند ایده‌ها برای رشد کردن، نیاز به زمان دارند. ما ترجیح می‌دهیم در زمان شروع، حرکتی انجام ندهیم، زیرا می‌دانیم که ایده‌های‌مان عالی و بدون نقص نیستند و شاید آنچه تولید می‌کنیم، اصلا خوب نباشد. ولی اگر شروع نکنید و به ایده‌های‌تان زمان ندهید تا تکامل پیدا کنند، چگونه می‌توانید چیزی عالی را خلق کنید؟ رمان‌نویس، جودی پیکولت (Jodi Picoult)، اهمیت اجتناب از کمال‌گرایی را به خوبی در این جمله خلاصه می‌کند که:«شما می‌توانید صفحه‌ای پر از اشکال را ویرایش کنید، ولی نمی‌توانید صفحه‌ای خالی را ویرایش کنید.»

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

وقتی احساس لذت و رضایت در شما، از مقایسه‌ی خودتان با دیگران ناشی شود، شما دیگر صاحب شادی خود نخواهید بود. وقتی در مورد کاری که انجام داده‌اید احساس خوبی دارید، اجازه ندهید که عقاید یا دستاوردهای دیگران، این حس خوب را از شما بگیرد. درست است که نمی‌توانید نسبت به آنچه دیگران در مورد شما فکر می‌کنند، هیچ واکنشی نداشته باشید، ولی نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید؛ همیشه در مورد عقاید دیگران مقداری تردید داشته باشید. به این ترتیب، بدون توجه به اینکه دیگران چه فکری می‌کنند یا چه کاری انجام می‌دهند، ارزش شما در دیدِ خودتان، از درون خودتان سرچشمه می‌گیرد. صرف نظر از اینکه دیگران چه نظری در مورد شما دارند، یک مسئله قطعی وجود دارد و آن این است که شما هرگز به اندازه‌ای که دیگران می‌گویند، خوب یا بد نیستید.با تمرین خودکنترلی برای حذف این عادت‌های بد، می‌توانید به طور هم‌زمان، خودکنترلی را در خود تقویت کنید و به عادت‌های بدی که می‌توانند تاثیر مخربی بر حرفه‌ی شما داشته باشند، پایان دهید.

در طی سال­‌های کاری‌ام، درباره‌ی یک سیستم مدیریت زمانی به نام تکنیک پومودورو شنیده‌ بودم. خیلی ساده به نظر می‌رسید. اما همانطور که می­‌گویند، ساده‌ترین چیزها اغلب بهتر کار می‌کنند.بیشتر ما به گونه‌ای زندگی می‌کنیم که انگار زمان دشمن ماست و برای اجرا­ کردن قراردادها و تحویل آن در موعد مقرر با آن مسابقه می‌دهیم.


تکنیک پومودورو به ما یاد می­‌دهد که به جای دست و پنجه نرم کردن با زمان، همگام با آن عمل کنیاستراحت­‌های کوتاه و برنامه‌ریزی شده هنگام کار، احساس دویدن روی شعله‌ها را که ناشی از وارد کردن فشار بیش از حد به خود است، از بین­ می‌برد. در صورت پیروی از این سیستم، فشار بیش از حد و خستگی تقریبا غیرممکن است.تماس‌های تلفنی، ایمیل‌ها، پیام­‌های فیس­بوک و تلگرام و مسائلی از این قبیل دائم ذهن را درگیر و منحرف می‌کنند. معمولا می‌توان این عوامل حواس‌پرتی را به تعویق انداخت. تکنیک پومودورو به شما کمک می‌­کند که این درگیری­‌های ذهنی را ثبت و برای بعد از ساعت کاری اولویت‌بندی کنید.بیشتر ما با احساس گناه ناشی از تعویق، آشنایی داریم. اگر روز پرباری نداشته­ باشیم، نمی­‌توانیم از زمان استراحت‌مان لذت ببریم. به عنوان کسی که تکنیک پومودورو را به خوبی آموخته است، قادر خواهید بود جدول زمانی کارآمدی ایجاد­ کنید و با اولویت‌­بندی، کارهای مهم‌‌تان را به انجام برسانید و در نهایت از وقت آزاد خود نهایت استفاده و لذت را ببرید

شاید پیش خودتان بگویید «خب همه­‌ی این‌­ها عالی به نظر می‌رسد اما حالا من باید چه ­کنم؟»

در واقع خیلی ساده است!

تکنیک پومودورو:

  • یک فعالیت را انتخاب کنید(در هر­بار فقط یک فعالیت).
  • یک زمان­‌سنج را برای ۲۵ دقیقه تنظیم کنید.
  • روی فعالیت‌تان کار کنید تا موقعی که زمان‌‌سنج به صدا دربیاید و سپس هر جای کارتان که هستید یک علامت آنجا بگذارید.
  • ۵ دقیقه استراحت کنید (اولین پومودوروی خود را کامل کردید).
  • مراحل ۱ تا ۴ را سه بار دیگر تکرار­ کنید و بعد آن ۱۵ دقیقه استراحت­ کنید.
  • شاید با خودتان فکر کنید «۲۵ دقیقه کار؟ این که هیچی نیست. خیلی آسونه!»


من تو برنامم گذاشتم هفته ای یک کتابو بخونم ✋

طبیعت و حیوونا ارث پدر و مادر مارو نخوردن پس بهشون ظلم نکنیم .زباله هارو فقط تو سطل زباله بندازیم و به حقوق حیوانات احترام بزاریم .ادبهر ادمی نشون دهنده تربیت خانوادگی اون ادم هست اگه کسی بی ادبی کرد و جوابشو ندادم واسه اینه که با عشق براش گزارش زدم و سپردمش به نی نی یار .بیایید احمق هارو را معروف نکنیم و با ابلهان بحث نکنیم .خدایا مرسی که همیشه شاد, سالم و خوشبخت ترین بودم  💖💖

فرآیندی که توضیح داده ­شد، ۲۵ دقیقه کار متمرکز بر روی یک فعالیت است. بدون اینکه همزمان به چند فعالیت بپردازید. بدون هیچ ایمیل، تماس تلفنی یا چک کردن فضای مجازی. هیچی! بدون هرگونه حواس‌پرتی!

برای من، این روش نیاز به عادت و یک سری راه و روش‌ها داشت که عبارتند از:


یک زمان‌سنج آشپزخانه (یا یک اپلیکیشن زمان‌سنج)

حالت پرواز یا Airplane mode (مهم­‌ترین قابلیت برای هر گوشی موبایل)

مکانی ساکت برای کار و یا یک­ جفت هدفون یا یک گوش‌­گیر خوب

کاغذ و خودکار (برای علامت­‌گذاری­‌ بعد از هر پومودورو)

۵ دقیقه زمان در هر روز صبح برای برنامه‌­ریزی روزانه

۳۰ دقیقه در پایان هر هفته برای بازبینی هفته‌ی گذشته و ریختن برنامه‌ی هفته‌ی آینده

این تکنیک را مثل بیشتر مسائل زندگی‌ام از طریق تلاش، تجربه و رنج زیاد همراه با ناامیدی یاد گرفتم و در نهایت پیشرفت­ کردم. در آغاز فکر می‌کردم می­‌توانم روزی ۱۵ پومودورو انجام بدهم… گمان میکردم برایم اصلا مشکل نیست. چون عادت داشتم آنقدری کار کنم که حالا کمتر از ۷ ساعت کار کردن، برایم مثل یک نسیم ملایم بود!


روز اول ۱۲ پومودورو کامل کردم و کلی از کارهایم را انجام دادم اما باز هم احساس شکست داشتم چون نتوانستم به هدف‌گذاری‌ام دست پیدا کنم. خسته و درمانده بودم.

طی روزهای بعدی سعی­ کردم تعداد پومودوروهای مد نظرم را کاهش ­دهم. وقتی که تمام شد باز هم کلی از کارهایم را انجام دادم و به شکل فوق‌العاده‌­ای احساس بهره‌ور بودن داشتم اما بقیه‌ی روز­ها یا خیلی کم کار کردم یا خیلی زیاد. در نهایت قانع شده­ بودم که این سیستم احمقانه­‌ترین سیستم دنیاست.


یک روز، این سیستم را به طور کامل نا­دیده گرفتم و همان روش قبلی خودم یعنی انجام همزمان چند فعالیت را پیش گرفتم. نا­امید، بی‌تمرکز و بی‌حاصل بودم. دندان‌هایم را روی هم فشار می­‌دادم. روش قدیمی‌ام را برای چند روز دیگر ادامه­­ دادم. چیزی که فهمیدم این بود که کارهایم را به انجام می­‌رساندم اما نتیجه و حاصل این روش با زمانی که پومودورو را به کار می‌بردم اصلا قابل قیاس نبود

در نهایت دوباره سر عقل آمدم و شروع به امتحان­‌کردن پومودوروهایی با تعداد کمتر کردم. با ۵ پومودورو در روز شروع کردم و رفته­ رفته تا ۸ پومودور بالا رفتم. هدفم ۸ پومودورو در هر روز و مجموعا ۴۰ پومودورو در هفته بود.


این روش نتیجه داد اما زندگی است دیگر و نمی‌دانی هر روز چه اتفاقاتی در پیش است. مثلا بعضی روزها چندین جلسه داشتم یا دخترم در مدرسه اجرای موسیقی داشت و نمی‌خواستم آن را از دست بدهم، به همین دلیل ممکن بود نتوانم آن روز به هدف ۸ پومودور خود برسم.


این برایم واضح بود که عدد جادویی من در هفته، ۴۰ بود… اما نیاز داشتم نسبت به ساعت­‌های کاری هفته‌­ام انعطاف‌پذیری بیشتری داشته­‌ باشم.

حساب ­و کتاب این تکنیک کاملا واضح بود: ۴۰ پومودورو برابر است با ۱۰۰۰ دقیقه کار در هفته (به اضافه‌ی ۳۵۰ دقیقه استراحت).


این یعنی ۱۶.۷ ساعت کار در هفته. بله خودش است!


اگرچه وقتی که کلی کار سرم ریخته بود یا به لحاظ فیزیکی و یا ذهنی در وضعیت خوبی به سر نمی‌­بردم، نمی‌توانستم ۸ پومودوری خود را تکمیل کنم و در نتیجه از برنامه‌ام عقب می‌ماندم و روز بعد سعی ­می‌کردم ۱۴ پومودورو به اتمام برسانم که باعث خستگی شدید می­‌شد و از طرفی هم چندان لذت‌بخش نبود.

من فهمیدم که باید چند قدم عقب بروم و در مورد ساعت­‌های کاری هفته‌ام بار دیگر فکر کنم و این بار با در نظر گرفتن حوصله و حالی که ممکن است در زمان­‌های مختلف داشته‌ باشم را مد نظر قرار دهم. برای تمرکز و تفکر دوباره روی کارم، پومودورو عالی بود اما هنوز برای کارکرد موثرش روی من چیزی کم بود

وقتی که تصمیم به تغییر گرفتم، به خودم تعهد دادم که هرگز در آخر هفته‌ها، تعطیلات و بعد از ساعت ۵ بعد از ظهر کار نکنم. عالی نیست؟


خب با افتخار باید اعلام کنم که کاملا این تعهد را زیرپا گذاشتم و این کارم کاملا درست و بجا بود.


روزهایی که نمی‌توانستم ۸ پومودورو را تا ساعت ۵ بعداز ظهر تمام کنم، مضطرب می‌­شدم و احساس شکست می­‌کردم. من ناگهان فهمیدم که دیدم نسبت به ساعت­‌های کاری محدود­کننده بود. چرا باید همچنین تعهدی به خودم بدهم در حالی که می‌توانستم کار کنم؟ شاید به دلیل ساعت‌های کاری زیاد و بی‌توجیه و در عین حال عدم موفقیت در کارم بود.

به جای کارکردن پی‌درپی و بی­‌میل، شروع به انجام پروژه‌­هایی کردم که از آنها لذت می‌بردم. همچنین به خودم اجازه دادم فعالیت‌های غیرکاری نظیر حضور در اجراهای موسیقی دخترم را در ساعاتی به انجام برسانم که اکثر مردم آنها را ساعات کاری می‌دانند. این تغییر در زمانی که نمی‌توانستم کار کنم، کمک شایانی به وضعیت ذهنی‌ام کرد.


قطعه­‌ی پایانی پازلم، تغییر ساعت­‌های کاری از ۵ روز در هفته (که باید ساعت ۵ عصر دست از کار می‌کشیدم) به ۷ روز در هفته بود که برایم به مراتب مناسب‌­تر بود. به این ترتیب ساعت­‌هایی که برای به اتمام رساندن ۴۰ پومودورو در هفته داشتم، از ۴۰ تا ۴۵ ساعت به ۱۶۸ ساعت در هفته افزایش پیدا کرد. از آنجایی که من فقط به ۱۶.۷ ساعت کار در هفته نیاز داشتم، این یعنی فقط ۱۰ درصد وقتم را باید به کار اختصاص می‌دادم. چه تفاوت بزرگی!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز