دیشب صحبت مراسم عقد و نامزدی بود شوخی ب دختر عمم ک منو برای نامزدیم برد پیش دوستش ارایشگاه بهش گفتن چرا ارایشگاه دوستت عروس رو (منو) برنزه کرده بود.گفت حالا میخوام ببینم عروسیش کجا میخواید ببریتش ببریتش یه جا خیلی خوب (نامزدیمم عالی شده بودم داشتن باهاش شوخی میکردن)
تا گفت میخوام ببینم عروسش کجا میبریتش پدرشوهرم گفت دیگه عروسی کسی نمیگیره
جا خوردم دلم شکست
همیشه میگن ک عقدت مفصل بوده و هی اینو میگن
منم شوخی ب پدرشوهرم با خنده زیاد گفتم باشه حتما
ولی از دیشب تو فکرم. ب شوهرمم گفتم گفت ولکن شوخی کرده