خانوما من امروز باغ مادرشوهرم بودم
بعد همسرم و داييش براي كاري رفته بودن جايي
شوهرم يه دختر دايي داره كه كلا خيلي راحته از لحاظ پوششي و اخلاقي ( كاري به درست يا غلطش اصلا ندارم) خلاصه من خوشم نمياد ازش زياد
شب كه شوهرم اومد
من ميخواستم نتش رو وصل كنم به خودم تا روشن كردم ديدم همون دختر داييش بهش پيام داده و اينو فرستاده 🙏🏻🙏🏻
بعد ديدم قبلش هيچ پيامي و زنگو اسي نيس
فهميدم پاك كرده
منم شاكي شدم و تو راه برگشت گفتم بهش و حسابي قاطي كردم كه ديگه بهت اعتماد ندارم م ازين به بعد منم پاك ميكنم ازين حرفا
شوهرمم ميگفت داييم گفت براش يه شماره حساب بقرستم فقط همينو فرستادم و چيزي نبود و زين حرفا منم گفتم اگه شك نداشتي پاك نميكردي
خلاصه انقد بهش توپيدم كه از عصبانيت و ناراحتي حالش بد شد و اسيد معدش ميزد بالا و چشماشم پر اشك بود ، حالا عذاب وجدان دارم تروخدا شما باشيد چيكار ميكرديد
راستي دختر داييش شوهر كرده يه ساله