رفتیم آزمایشگاه با شوهرم ی خانوم با بچش اومده بود این خانوم رف آزمایش بده بچش رنگ خونو دید غش کرد 😔😔😔خلاصه بچه بهوش اومد ما رفتیم خون بدیم شوهرم هی ب دکتر میگه همونی ک خون میگیره شماهم ترسیدین هاا هی باهاش حرف میزد منم ی چش غره بهش رفتم لال شد الانم قهرم 😞بیجاست عصبانیتم یا حساسم؟
اون دکترم ی دختر فوقالعاده خوشگل و جون بود