2777
2789
عنوان

داستان پول

92 بازدید | 4 پست

من امرورداشتم سربه سرشوهرم میذاشتم 

بهش گفتم قرض هاتوپس بده.چون اول ۱هرماه قرض هاش میده

داستان ازاین قرارکه چندوقت پیش یه مسابقه برگزارشدبرنده شدیه کارت هدیه بهش دادن بهم گفت هرچی شدمال تو‌.به من گفت بریم عطربخریم گفتم بریم وقتی رفتیم همون کارت کشید نصفش برامن عطرخریدنصفش براخودش .

منم گفتم مگه همش برای من نبود چراازاون استفاده کردی.خلاصه گذشت تا دیروزدوباره یه داستانی شد من یه جاخریدکردم پولش دادم .امروزسربه سرش گذاشتم ک قرض هاتوندادی منم گفتم باشه‌.

بعدحرف قضیه عطرشد ک من سرش شوخی شوخی گفتم اونم هست .دیدم سریع کارت به کارتم شد.بعدشاکی ک تومنودرک نمیکنی اگ اینجوری باشی نمیشه زندگی کردتودرک نمیکنی فقط خودت میبینی

وجدانن من مگه چکارکردم.تازه اینم بگم کلا ۸۰تومن بیشتربرای من ریخت.خیلی سختم شد انگارگدابودم اینجوری رفتارکرد☹

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز