سلاممم دوستان من خواهر شوهرم بارداره دیگه تو این هفته زایمان. فردا میخواد بره دکتر بعدا پیام داده میگه میای باهام بریم؟ اون یکی خواهر شوهرم امتحان داره و مادر شوهرمم که هیچی حالا به من میگه میای منم هم از کرونا میترسم نمیخوام برم هم به نظرم وظیفه من نیس اون یه بچه 2 ساله داره الانم دومی میگم الان اگه هی کمکش کنم نوبت من بشه که با 2 تا بچه به دادم نمیرسه پس زورم میگیره. کمکش اسباب کشی کردم همه کمداشو دو تایی جا به جا کردیم چند روز کمکش بعدا برا جهیزیه چیدن من یه روزم نیومد درصورتی که گفته بودن میان آدم های بدی نیستن خیلی هم خوبیم باهم ولی فک میکنم اگه الانم برم باز دیگه میشه وظیفه
مامانِ پسر کوچولوی شیطون 😍 کارِ خدا نشد نداره🥲 با تنبلی تخمدان و بعد یک سال و نیم دکتر رفتن،دکتر گفت فروردین بیا آی یو آی ولی من فروردین1401 جواب آزمایشم مثبت شد 🥲👨👩👦 فَنِ حامیم🫶😍 یه سری سیاه و سفیدا خوبن ♥️ مث برف لای موهات 🌨️ مث کلاویههای پیانو 🎹 مث اون دوتا چشمات 👩❤️👨
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃 امضامو هفتهای یکبار بروز میکنم🤗😍