من آرایشگاه عروسیم تنها بودم سر جهزیه تنها بودم سر اسباب کشی تنها بودم سر تموم روزای سخت طول درمان بیماریم تنها بودم...
ولی سر اسباب کشی تموم بردار شوهرا و حتی رنگ زنی خونه خواهر شوهر شوهرمو گفتم اگه دوس داری و شرایط و توانشو داری برو کمک
سر زایمان جفت خواهرام رفتم
مادرمو خودم میبردم دکتر می آوردم با تاکسی با اینکه سه تا خواهیم بابامم بود
با این حال هیچوقت از هیچکس انتظار ندارم و حتی منتظرم سر زایمان و دوران بارداریمم با نینی دوتایی خوش بگذرونیم چون احتمالا بازم تنهاییم... فکر همه جاشم کردم که چیکارا کنم خودمو نینی شاد باشیم