موقع هایی که بودی پیشم
واسه حرف زدن باهات پیش قدم نمیشدم
نه که نخاما
نوچ
فکر میکردم انقد حرف میزنم که دلت میخاد خفم کنی
یا فکر میکردم انقد حرفای تو قشنگه که من لال میشم
قشنگم حرف میزدی والا
کی میتونه مثه تو قربون صدقه تک تک مژه های یه ادم بره؟
این اخریا میگفتی سرد شدی
سرد نشده بودم
هنوزم همون بخاریه بودم که میگفتی تو برف دسشو میگیری فک میکنی رفتی تو کوره آجر پزی
من فقط میترسیدم اذیت شی
انقد حرف بزنم که ول کنی بری بگی گور بابا هرچی مژه داره
اخرشم انقد حرف نزدم که رفتی
یادمه بهم قول داده بودی بجز من جلو کسی نخندی
یادمه هروقتم میرسیدم پیشت اخم بودی تا من میومدم لبخند قشنگت میومد رو لبات و چالای قشنگ ترت مشخص میشد
یه بارم از این جمله جدیدا یاد گرفته بودم اومدم بهت بگم
یهو خندیدی یادم رفت...
میگم حالا منکه نیسم مواظبت باشم
تو جلو کسی نخند
قربون صدقه مژه های هیشکیم نرو
به هیشکیم بجز من نگو بچه کوچولو
منم قول میدم دوباره برات انار دون کنم بیارم بخوری
لبات سرخ شه دلم ضعف بره:)