2777
2789
عنوان

با وابستگی زیاد چیکار میکنین؟

208 بازدید | 12 پست

من پونزده ساله صرع دارم

چندین سال پیش دخترم نبودم و حالا هم که 5 ساله پیششم با این وضع خونه موندن بیشتر از قبل به هم ریختم و تشنجام یه شکل دیگه گرفتن..روزی سه چهار بار حدود یه ربع بیست دقیقه تشنج میکنم

الان نمیدونم باید با این وابستگی دخترم چیکار کنم

اکثر اوقات متوجه میشم وسط تشنج با گریه داره صدام میکنه..تموم که میشه رنگش مث گچ سفید شده.همین امروز صبح نیم ساعت خیره مونده بودم قشنگ متوجه شدم دستاش یخ زده بودن..دندوناش از ترس میخورد به هم..چقدر هم براش توضیح میدم که من درد میکشم ولی لازم نیست اینجوری استرس وارد کنی به خودت..به کنار این مسائل خیلی وابستمه به هوای اینکه از بچگیش زیاد پیشش نبودم..توروخدا بگین چطوری کم کنم این استرس تو وجودشو

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

بحث وابستگی نیست. هیچ بچه ای نمیتونه مادرش تو اون حال ببینه‌ . امیدوارم زود درمان شید

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
چرا..این چند وقت خیلی بیشتر شده.


عزیزم باید بری دکتر کنترلش کنی روزی 4 بار خیلیه ما یکیو داریم با درو کنترلش میکنه سالی 1 بار یا دوسال 1 بارداره

هلما هستم کاربری 5 هستم همونیم که حس ششمم قوی بود تا حرف از حس ششمو اینا میشه میترکوننم پس خوهشا دیگه درخواست ندین ممنون
بحث وابستگی نیست. هیچ بچه ای نمیتونه مادرش تو اون حال ببینه‌ . امیدوارم زود درمان شید

دقیقا..حق میدم بهش.ولی به قدریه که یکی دو شب تنها نمیتونه بدون من جایی بمونه.این استرسش واقعا ناراحتم میکنه

دقیقا..حق میدم بهش.ولی به قدریه که یکی دو شب تنها نمیتونه بدون من جایی بمونه.این استرسش واقعا ناراحت ...

چون می‌ترسه خدای نکرده اتفاقی برات بیفته و اون پبشت نباشه....ی دوستی دارم مامانش چند سال پیش تو خواب سکته مغزی کرد....شکر خدا خوب شد. اما  ۸ سال هر جا باشه شب برمیگرده پیش مامانش. دختر شما هم بیشتر نگرانت

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
عزیزم باید بری دکتر کنترلش کنی روزی 4 بار خیلیه ما یکیو داریم با درو کنترلش میکنه سالی 1 بار یا دوسا ...

آره خب پونزده ساله..هر چند وقت یه بار باید برم دکتر

تو حالت عادی دو هفته یه بار میاد سراغم..یه سری روزا کمتر یه سری اوقات بیشتر.ولی در کل کنترل شدس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792