خانوما امروز صبح يكي اومد در خونه من رفتم درو واكردم با شوهرم كار داشت گفتم خوابه
گفت برو بيدارش كن منم بيدارش كردم بعد شوهرم رفت لباس بپوشه ك بره دم در
اونم از بيرون شروع كرد ب داد و بيداد ك اينا چ ادمايي ان جواب نميدن تلفن جواب نميدن و خلاصه كلي چرنديات
خونمون سرخيابون و شلوغ حالا همه نگاه ميكردن
باباش كارمند شوهرمه براي بيمه ش مشكلي پيش اومده و اينم بيمارستان بوده اما شوهرم همون روز حلش كرده بوده ولي اين خيلي بي ادبانه داشت حرف مبزد منم عصبي شدم قبل شوهرم رفتم صداش زدم گفتم اقاي محترم اروم باش بيا داخل حياط حداقل حرف بزن ابرومونو بردي بازم شروع كرد داد و بيداد منم بهش كلي گفتم از بس مخمو خورد حرف ناحق ميزد
بعد.شوهرم با عصبانيت اومد بيرون جلوي اون بهم با تندي گفت كي گفته تو بياي با اين حرف بزني برو داخل
من اومدم داخل اما اصلا ب روم نياوردم ك ناراحت شدم گفتم خودش ب اندازه كافي ناراحتي داره ديگه من پاپيچش نشم
حالا كار من اشتباه بود؟