رفتمپایین دیدم مادرشوهرم گوشت بسته بندی میکنه نشستم پیشش
گفتم مامان گوشت بو میده؟ گفت نه چه بویی؟
گفتم حس میکنم بو میده
بعد گفت راستی بابا دیشب خواب دیده میثم یه پسر بچه بغلشه
مریم خبریه مگه؟
منم فقط خندیدم
پدرشوهرم گفت آررره بابا؟😍
منم سرم رو انداختمپایین سرخ و سفید شدم
بهم تبریک گفتن
خیلی خوشحال شد پدرش