2821
2789

خودم که قبل از ازدواج‌شش سال باشوهرم‌دوست بودم یه مدتم تو یه دانشگاه بودیم...روبرو دانشگاه یه پارک بود میرفتیم اونجا استراحت

ماه رمضون بودخلوت هیچکسم نبود من روزه نبودم ولی شوهرم روزه بود یه بطری آب دستم بود روبرو همدیگه نشسته بودیم که دیدم یه موتوری پلیس اومد جلومون وایساد شوهرمو صدا کرد اون که رفت من پا گذاشتم به فرار یه لحظه وایسادم پشت سرمو نگاه کردم دیدم اونا دارن ریلکس حرف میزنن من گوشیمو رو چمنا جا گذاشته بودم🙄🙄🙄 رفتم برداشتم دوباره دویدم😑😑😑دیدم صدام میکنه میگه کجا میری بیا بابا رفتن....منه اسگول😂😂😂😂😂😂😂

🤣

💎𝕸𝖔𝖔𝖓 𝖙𝖆𝖚𝖌𝖍𝖙 𝖒𝖊 𝕴 𝖈𝖆𝖓 𝖘𝖍𝖎𝖓𝖊𝖊𝖛𝖊𝖓 𝖜𝖍𝖊𝖓 𝖎𝖙𝖘 𝖉𝖆𝖗𝖐⿴                             اوُردوزمغـزی دراثـر مصـرف زیاد فکـر⎙            ناشناس : https://abzarek.ir/service-p/msg/1174293

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

فقط اینکه باز برگشتییی🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

فروخواندم به گوشش قصه عشق:                              ‌ترامیخواهم ای جانانه من 😍                          ‌ترامیخواهم ای اغوش جان بخش❤️               ‌‌   ‌تراای             🥰عاشق دیوانه من🥰                     ‌من باقانون جذب تونستم به عشقم برسم 😍😍😍😍😍الان تمام دنیام نامزدمه😍😍😍                        ‌

من قبلا یه دوست پسر داشتم به مدت خیلی محدود الان من نزدیک ۱۰ ساله ازدواج کردم اون تازه با دختر دختر عموم ازدواج کرده به نظرتون به کسی بگه اگه من دید تو عروسیشون😂

اینجیمه اورگیم بختمیز قارادا اولسا کفنیمیز آغ اولاجاخ🌹🌹
خوب بگه..دیوار حاشا بلنده....تو بزن زیرش😂😂

اره تو فکر کن پسره همسن خودم بود اه اصلا خوشمم ازش نمیومد از رو بیکاری باهاش تلفنی میحرفیدم باهاش بیرونم نرفتم چون زمان ما اینجور چیزا نبود

اینجیمه اورگیم بختمیز قارادا اولسا کفنیمیز آغ اولاجاخ🌹🌹
من توی همه عروسی عین وزق پلک میزدم و فک میکردم همه میگنن اووف چ جیگری بعد سال ها شوهرم بهم گفت بچگی ...

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

اینجیمه اورگیم بختمیز قارادا اولسا کفنیمیز آغ اولاجاخ🌹🌹

یبار هممون خونه یکی از خاله هام مهمون بودیم بعد نصف  شب بود منو سه تا از پسرخاله هامو و دوتا از دختر خاله هام و داداشم و شوهر دخورخالم همگی بحث میکردم خلاصه بحث توالت شد یهو شوهر دخترخالم بلند گفت هرکی نیاد دسشویی خره ماهم همکی پشت سرهم رفتیم تو دسشویی یه پنج دقیقه وایسادیم دوباره همون شوهر دختر خالم گفت هرکی نره بیرون خره خلاصه همگی حمله سمت در همین حین خالم اومد بره دسشویی یهو من اول نفر درو باز کردم پشت سرم پسرخودش اومد بیرون خالم اینجوری شده بود😒🤬 بعد از ما اون یکی دختر خالم اومد بیرون بعد شوهرش پشت سرش داداشم خلاصه پشت هم یکی دختر یکی پسر میومدیم بیرون خالمم اینجوری شده بود😳😳😳😳یهو گفت چندنفری رفتین توالت؟؟؟وای اینو که گفت همکی پخش زمین شدیم از خنده ....... و اینکه به اطلاع برسونم من دو ساله عروس همین خالمم که در دسشویی بود 😂

اره تو فکر کن پسره همسن خودم بود اه اصلا خوشمم ازش نمیومد از رو بیکاری باهاش تلفنی میحرفیدم باهاش بی ...

نه بابا اگه بگه به ضرر خودشه...پیش زنش که خودشو لو نمیده😉😉

ما شب عروسیمون خواهر شوهره گفت پنجره باز نکنین منم گفتم شاید دلیل خاصی داره تا صبح پختم از گرما خونه هم طبقه پنجم ۵ شهریور کولر هم نبود بعد ها فهمیدم موقع کار گفته 😂

اینجیمه اورگیم بختمیز قارادا اولسا کفنیمیز آغ اولاجاخ🌹🌹
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز