دلم خیلی گرفته
چرا به این روز افتادم
چرا آرزوی سابق نیستم
دلم برای هفت هشت سال پیش خودم تنگ شده
از بس تو سری خوردم خورد شدم
دوست ندارم پاشم و شروع کنم
تو رو خدا کمک کنید
از برنامه ها و اهدافتون بگید
مثلا همسرم منو با خواهرش خیلی مقایسه میکنه
میگه خواهرم کتاب نوشته البته خواهرشوهرم فعلا به من نگفته و ایشون فوق لیسانس دارن و منم دیگه اخراشه لیسانس میگیرم
به همسرم میگم خیلی خوبه که خواهرت کتاب نوشته اما خوشبحالش که از خانواده ی همسرش دوره و کسی مزاحمش نمیشه
به اقا بر میخوره و باهام دعوا میکنه
میگه خانوادم مگه چیکارت کردن تو خودت بی عرضه ای