دقیقا
واینکه انتظارات و توقعات بیجا نداشته باشیم وقتی طرف دلش نمیخواد ریخت مادرشوهرو ببینه اما شبوروز ب همه میناله چرا مادرشوهرم دوسم نداره قربونم نمیره خب دل ب دل راه داره
یادبگیریم نه عروس مثل دختر ادم میشه ن مادرشوهر مثل مادر خودت
گرچه استثناها هم زیادن که دوطرف باشعورو رفتار درست میونشون عالیه و هیچ حرف و حدیث وتوقعی بینشون نیست
یاد گرفتیم ب زورم شده خوانواده شوهرمون باید ماروبپرستن اما ما محلشون نذاریم یا سریع جوابشونو بدیم یاحتی بی حرمتی کنیم اما مثل پدرمادر خودمون ماروببخشن و فراموش کنن نمیشه دیگه هررابطه ای قواعدی داره اینطوری اعصاب ادمم ارومتره
همین که احترام باشه دخالت نباشه ارامش باشه کافیه اگر هم بود باادب و احترام صحبت بشه رفع شه