برای به دست اوردنت میجنگم مامانی اینا تازه نصف اون چیزیه که استفاده کردم بقیش چون تزریق بیمارستانی بود انداختنش دور همونجا. بعضی وقتا با خودم فکر میکنم آیا ارزشش و داره این همه هورمون و دارو به بدنم بزنم این همه قرص و امپول استفاده کنم برای اینکه تو بیای پیشم؟! نکنه من امروز قلب مادری رو بشکونم و تو فردا بخای برام درس عبرت باشی؟ سعی منم ادم باشم خوب باشم مهربون باشم . تو هم سعی کن زودتر بیای و مهربونی رو تو قلب مادر بیشتر کنی بهم قول بده بزرگ که شدی فراموشم نکنی. دوستم داشته باشی . پسر شدی با خانوم دلبرت بهم سر بزنی . نمیخام تموم وقتت برای من باشه فقط به یادم باشی بدونی برای اومدنت دارم کوهی از سختی رو رو شونه هام تحمل میکنم.
اگه دختر شدی و ازدواج کردی یادت نره مادر برای اومدنت چه شبهایی اشک ریخته ...
این روزا سخت به اغوشت نیاز دارم زودتر بیا زودتر بیا تا دردامو فراموش کنم تا تو بشی عزیز دل خونه مامان بابا.
