من احساس میکنم دوسش نداری. ولی خوبیاش رو میبینی. عذاب وجدان میگیری. اول برو مشاوره خودت تنها. اون دقیقا بهت میگه با خودت چند چند هستی. بعد دیگه تصمیم بگیر. ولی اجباری کاری نکن. چگذشته ات رو هم بزار کنار. مطمئن باش خداوند باز برات مردانی رو میفرسته که لیاقتت رو دارن.
ولی این قانون طبیعته..... ب چیزی که زوم میکنی نمیشه! اگه نگران این باشی که ازدواج نمیکنی در آینده.... برات همین رقم میخوره!
من اصلا گفتم تا عمر دارم ازدواج نمیکنم. برای با بام دختری میکنم. و گور بابای حرف مردم.....
ولی درست 5ذماه بعد جدایی انقدر بهم پیشنهاد شد و من برای اینکه بابام دلش نشکنه اجازه میدادم بیان خونمون.
که گرفت و مهر یکیشون ب دلم نشست. سه ماه تحقیق کردم. آزمایشش کردم با خانمها.... بعد دیدم فرد خوبیه.... قبول کردم. الحمدلله راضیم.... بی مشکل نیستم ولی مشکلات عادی هست. تو شهر غریب هم ازدواج کردم
تایپیک ترکید اینجا گذاشتم