چندروزیه خونه مامانم ایناهستم(بنابه دلایلی)امشب سراینکه چرادوستش وزنشو هروقت میایم شهرباباهامون باخودمون میاره(اوناماشین ندارن)دعوام شد....گفتم مگه ادم کارنمیکنه واسه این روزاکه سربارکسی نشه؟؟بخداتواین6ماه که عروسی کردیم همیشه خدابامااومدن ورفتن(یه ساعت ونیم فاصله هس بین شهرا)بخداخسته شدم یه بار دوبار ولی نه همیشه مخصوصاکه زنش فضوله خیلی ها...
حالاشوهرم طرفداریشون کردوباهام قهرکرده...اینو واسش فرستادم بعدش پشیمون شدم....شماجای من بودیدچیکارمیکردیدالبته مودبانه ومحترمانه هم ازش خاستم ولی فایده نداشته....چه خاکی به سرم بگیرم