سلام دوستان من دختری هستم سی ساله و مجرد... مسئلم اینه که با وجود این که چند ساله حس میکنم آمادگی ازدواج رو دارم و الان هم احساس نیاز میکنم بخصوص از نظر عاطفی... یکم از ازدواج میترسم.. بیشتر هم به خاطر ویژگی های شخصیتیم.. چون دختر آروم و درونگرایی هستم و کم حرفم.. و متاسفانه خونواده گرمی نداشتم.. ارتباطاتمون کمه.. البته خیلی همو دوس داریم ولی اهل ابرازش نیستیم... خواهر و برادرم هم اول زندگیشون به مشکلات خیلی بزرگی بر خوردن ولی کم کم مشکلاتشون حل شد.. وقتی به زندگی اونا نگاه میکنم بیشتر از ازدواجم ناامید میشم.. البته شاغلم و تو اجتماعم.. سعی میکنم ارتباطاتمو گسترش بدم.. ولی شخصیت اصلیم همونیه که بود.. کیس های نسبتا زیادی هم تو این چند سال داشتم.. الان فکر میکنم چون همیشه ته دلم ترس هست هر کدوم به نحوی به نتیجه نرسید... میترسم از این که یه نفر برای همیشه وارد زندگیم بشه.. میترسم استقلالمو از دست بدم.. اگه ازش خسته بشم، اگه یه روزی دیگه دوسش نداشته باشم.. میترسم نتونم روابطمونو مدیریت کنم چون تو خونواده خودم اینارو یاد نگرفتم و ... حالا سوالم اینه که آیا کسی مثل من بوده؟ اگر آره الان زندگیش چطوره؟ آیا این ترسا واهیه یا واقعی؟ ببخشید طولانی شد.. ممنون میشم تجربیاتتونو بهم بگید.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
شما یه روزایی از خودتم خوشت نمیاد چه برسه به دیگران خیلی ترس نداره چالش طبیعت زندگیه تاهل و تجرد ...
مرسی عزیزم.. از وقتی که گذاشتی.. مسئله اینه که من حتی تو جمعم یکم تو خودمم.. میترسم خسته کننده باشم.. چون شنیدم آقایون از دخترای شاد و شیطون خوششون میاد.. شاید بتونم برای مدتی خودمو تغییر بدم ولی در نهایت ما درونگراها بیشتر تمایل داریم که تنها باشیمم... یکمم از ارتباط با خونواده همسر میترسم..