دلم میخاد این راز به شما هم بگم چون میبینم ادم گرفتار اینجا زیادن. من تقریبا ۸ سال توی دفتر . تمام . ارزوهامو . از ریز درشت مینویسم محال غیر محال تقریبا. خیلیاش به ساعت نکشیده درست میشه. یا بر آورده میشه . تو اون دفتر از خدا تشکر میکنم. حرف میزنم باهاش از دغدغههام. از خوشحالی هام. از اینکه چی میخام از زندگی. اینطور هم آروم میشم. هم حالم بهتر میشه . وهم با نوشتن احساس میکنم بخدا نزدیکترم. دیگه . واقعا دلم نمخاد با کسی درد دل . کنم یا غر بزنم. . خواستم به شما هم بگم شاید بدرتون. خورد مخصوصا اونایی که خیلی تنهان.