2777
2789
عنوان

گله از همسر پیش بچه ها

266 بازدید | 15 پست

🌺برای کودک، پدر ومادر دو نیمه بدنش هستند، پس با گله از همسرتان آرامش و شادی او را نگیرید.


⭕️این بابات همیشه جورابهاش

اینجا ریخته!


⭕️این مامانت همیشه دیر می‌کنه!


مسائلتان را، بدون حضور کودک حل کنید

گفتم لابلای تاپیک های روزمره یه نکته تربیتی رو هم با هم مرور  کنیم 

مثل مامان من

برعکس بابام هیچوقت چیزی نمیگه

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

👍🏻👍🏻اگ کتابی هم میدونید معرفی کنید😊

روانشناسی؟

            🌻🐞همیشه یادمان باشد: 🐞🌻          نگفته ها را میتوان گفت...ولی گفته ها رانمیتوان پس گرفت!...چه سنگ رابه کوزه بزنی چه کوزه رابه سنگ ... شکست باکوزه است...!دل ها خیلی زود از حرفها می شکنند! و شک نکن دل شکسته جایگاه خداست.(به گفته خدا)... وای به حال کسی که فقط خدا منتقم قلب شکسته آدم ها از او باشد...                                                                 🍀🌹 💕 مهر بورزیم. زندگی کوتاه است💕🌹🍀
👍🏻👍🏻اگ کتابی هم میدونید معرفی کنید😊

کتاب رابطه والدین و فرزندان اثر هایم گینوت ترجمه سیاوش سرتیپی یه کتاب فوق العاده کاربردی با بیان و قلم مانوس هست توصیه میکنم بخونید 

کتاب رابطه والدین و فرزندان اثر هایم گینوت ترجمه سیاوش سرتیپی یه کتاب فوق العاده کاربردی با بیان و ق ...

مرسی عزیزم😍

خدایا بعد سه سال انتظار فقط میتونم بگم شکرت عااااااشقتم خدا جوووونم😍😘
عزیزم معنی اسم کاربریتون چیه؟

فک کنم میشه بانوی دانا یکی از کاربرای اقا بهم گفتن

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز