اوایل و عیر اوایل نداره
کلا زیاد دوسم نداره ولی هیچ حرفی باهاش نمیزنم کنارش میخوابم ولی بغل نه
با اونایی ک دوسشون دارم زنگ میزنم میگم میخندم نهار شام همه چیزو مهیا میکنم بهانه نداشته باشه ولی مثلا ی بهونه ی کوچولو گیر بیاره مثلا خط اتوی لباسش یکم کج بشه دادو بیداد میکنه یا هرکاری میکنه حرصمو در بیاره بیرون نمیبرتم ولی دست خودم نیست وقتی دلم بشکنه میرم تو ی سکوت عمیق اصن دلم نمیخواد حتی ریختشو ببینم