کاملا واقعیت داره اما باید شرایط خاصی فراهم باشه تا به چشم دیده بشه . یکی از فامیلامون یه بار میوفته تو یه مردابی چیزی برادرش میگه الان مار ها میخورنت اونم بدجوری وحشت میکنه از اون روز جن ها اونو اذیت میکردن به چشمای اون میومدن و اون کاملا همشو میدید میگفت موهای سیاه دارن کوتوله تستن اینجوری . انقد اذیتش میکنن بایاش فک میکرده خل شده میاره خونه دایی من که تو شهر بودن که ببرنش دکتری چیزی .پسر داییم میگفت جلو چشم ما موهاشو میکشیدن میگفت بخدا موهاش رو هوا بود . ابجییه اون دختره هم میگفت یه بار جلو چشممون موهاشو کندن افتاد زمین یا مثلا جای کتک هاش رو بدنش میمونذ . اون دختره میگفت جن ها وقتی بابام پیشمه بهم نزدیک نمیشن . یا میگفت جن ها میگن نذار روت سنجاق بزنن .چون از سنجاق میترسیدن . حتی یه اسم خاصی برا سنجاق میگفتن . بالاخره با دعا رفتن