2821
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

تو  مراسم ختم نوه عمه  دامادشون  بلند میشه راه میره. قبلش راه نمیرفت. خواهرش  بیمارستان بستری میشه.  اینا هم از ترس پیگیری نمیکنن

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
منم اونجاش بودم که رفته بود حرم امام رضا دخیل بسته بود

بعدش یه خانومی میاد یه پارچه و آب میده به مادرش میگه منو سید فرستاده شفای بچت تو ایناست 

بعد مامانش تا آبو میده بچه ش فوت میشه

ببین،دوست دارم...💑

والا منم دیروز میخواستم تاپیک اون خانومی بخونم ک قلب بچشو عمل کرده بود و یه ماه بود مرخص شد اونم تعطیل شده 

چراااا؟؟؟؟؟

خدا یا امیدم فقط به تو هست  کمکم کن دستمو ول نکن کمکمون کن تو زندگیمون سربلند باشیم الهی آمین. دوستان میشه به نیتم صلوات بفرستین.دوست خوبم صلوات فرستادی لایکم کن منم به نیتت صلوات بفرستم .اگر لایک هم نکردم مطمعن باش صلوات میفرستم 
بچشون میمیره توی روز ختمش بچه ی یکی از اقوامشون ک هیچوقت راه نرفته اون روز ب حرکت میوفته و .. خواهرش ...

عهههه دعانویسه ام همینو گفته بود که😱

ببین،دوست دارم...💑
تو  مراسم ختم نوه عمه  دامادشون  بلند میشه راه میره. قبلش راه نمیرفت. خواهرش  بی ...

وای چه ترسناک یعنی طبق حرف دعانویسه مادر اون بچه هه دعا گرفته بوده برای مهران؟😱

ببین،دوست دارم...💑
وای چه ترسناک یعنی طبق حرف دعانویسه مادر اون بچه هه دعا گرفته بوده برای مهران؟😱

احتمالا.  من اصلا بهم ریختم.  کاش نمیخوندم😢😢😢

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
یعنی باور کردنی هست؟ آخه مگه نعوذ بالله خداوند بیکار نشسته که هر کی بچش مشکل داره با مرگ بچه یکی دیگ ...

باور کن سر ما هم اومده راست میگه

معنی کاربریمو نپرسین که خودمم نمیدونم🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️هرچی زدم بود یهو این اسم ثبت شد🥴🥴🥴🥴🥴
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز