مثلا داییم بهم میگفت مورچهها خوردنی هستن منم سر همین موضوع چنتا مورچه نوش جان کردم😋😬یا بابام نارگیل میگرفت میگفت غول کشتم این کلهی غوله منم ذوق زده میشدم 😂🤩
یبارم یادمه وقتی به بابام میگفتم فلان اسباب بازی رو بگیر یادش میرفت بخره میگفت غولا جلوی مغازه بودن نزاشتن بگیرم..یه جای زخم هم روی صورت بابام بود میگفت اینم غولا زخمی کردن..کلا بابام با غول منو شاد میکرد 😆قربونش برم که
یا مامانم میگفت کتاباتو ببیند شیطون میاد میخونه درسات ضعیف میشه😁قربون مامانمم برم 😆🤩