ما چندماهه که به بچه دار شدن فکر میکنیم و من رفتم دکتر و از چند وقت دیگه قراره اقدام کنیم 22 سالمه 3 ساله ازدواج کردم و تقریبا وقتشه بچه دار شیم
امروز همه فامیلا دور هم بودیم فامیلمون تازه زایمان کرده یه دختر کوچولوی ناز به دنیا اورده وقتی دیدمش دلم واسش ضعف رفت بوی بچه مستم میکنه خیلی عاشقش شدم با دستای کوچولوش دستمو گرفته بود😭😭😭
ولی از طرفی خیلی میترسیدم بغلش کنم همش احساس میکردم خیلی ضعیف و کوچولوعه ممکنه بهش اسیب برسونم هرکاری کردم نتونستم بغلش کنم
مشکل من اینه که هروقت به بچه دار شدن فکر میکنم از ضعیف بودن بچم میترسم.مثلا همش فکر میکنم وقتی زایمان کنم خیلی درد دارم اگه دکتر بچه رو بده بغلم نتونم محکم بگیرمش چی اگه دست و پام ضعف بره از دستم بیفته چی.اگه خودم بتونم ولی از دست شوهرم بیفته یا یکی بغلش کنه اسیب ببینه
این فکرا مثل خوره داره مغز منو میجوعه خیلی عصبی و مضطرب میشم یوقتا حتی میترسم بچه دار شم بچمو تو خیابون از بغلم بکشن ببرن یا ازم بدزدنش یا خودش راه بیفته یه اتفاقی براش بیفته به قدری فشار و استرس رومه که نمیدونم چیکار کنم تروخدا کمکم کنید 😭😭😭😭