بچه عقديم بعد اصلاااا من ي شبم نموندم خونشون كارم ي شهر ديگست تا حالا اينهمه ام خونشون رفته بودم حتي يكبارم ده ديقه ام نرفتيم با شوهرم تو اتاق اصلا رو نميداد بهمون ناهار ك خونشون بودم دو روز پيش شوهزم گير داد ك يني چي بيا تو اتاق ولش كن مامانمو
خانوما منو شوهرمم دراز كشيده بوديم تو جا ...يهو ديدم درو همينجوووور باز كرد ب من گف بيا چايي بخور ي جوووور پريدمو خجالت كشيدم ك اصلا نتونسم برم بيرون فقط اومدم سريع خدافسي كردم رفتم ...
خيلي ناراحتم از رفتارش بنظرتون من حساسم يا ب شوهرم بگم ك چ كاري بود كرد مادرت؟؟