خدایا چقدر سخته من که اصلا نمیتونم فکرش را بکنم که مامانم پیشم نباشه واییییییییییییییییییییییییییییییییی که چقدر سخته تو این 1 هفته که من بیمارستان بودم از پرستارا بیشتر دورم گشت چقدر زحمتم و کشید بعد من خر احمق بعضی اوقات چقدر بد باهاش حرف میزنم با اینکه بیشتر از خودم دوستش دارم خدا جونم من و ببخش خدایا هر چقدر من میخوام عمر کنم بردار به جاش مامانم همیشه زنده باشه.
الهی که من برا همتون بمیرم که اینقدر دلتنگ ماماناتون هستید کاش میشد خدا دوباره همه کسایی که دوسشون داریم و زنده میکرد کاش میشد....
من الان سرکار اینقدر گریه کردم که اصلا نمیتونم جلو خودم و بگیرم بعد از 2 تا عملی هم که داشتم کلی افسرده شدم.
خدا الهی که به همتون صبر بده خیلی سخته خیلی اصلا نمیشه فکرش را هم کرد ولی ان شاء الله هر چی خاکه بقای عمر تکت تکتون باشه و خدا همه مادرای مریض و شفا بده و مامانای همه را واسشون نگه داره الهی آمین.
عزیز دل مادر بعد از نه ماه انتظار و سختی الان تو بغلمی
خدا را صد هزار مرتبه شکر
خدا جونم عاشقتم