2777
2789
عنوان

دعوای دیشب ما

526 بازدید | 31 پست

دیشب غذا رو وقتی میخاستم گرم کنم به شوهرم گفتم کم گرم کن تا واسه نهار امروز پسرام هم بمونه.سرشام دیدم غذاش تموم شده اصرار کردم از غذای منم بخورم.من کم غذام.با ناراحتی گفت من وقتی خاستم واسه خودم غذا واسه خودم گرم کنم تو نذاشتی.پاشدم براش دوباره غذا گرم کنم دستمو محکم گرفت که نه نمیخام دیگه از چشمم افتاد وتا فردا گشنه میمونم.متاسفانه دستم کبود شد چون دستام خییلی سفیده ومن ناراحت شدم.خودشم فهمید ولی هی میگفت مال خودمم راضی نیستی بخورم یا تا فردا من گشنه میمونم

اومدم رو تخت خابیدم وهرچی گفت بریم هییت نرفتم.گفتم من هرچی اصرار کردم بیا غذا رو گرم کنم نیومدی ورو حرفت موندی که من دیگه چشم سیر نمیشه ومیخام گشنه بمونم


نرفتم هییت

ویه دعوا ودلخوری الکی

حق با کی بود

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

حق باشوهرت بود...تنبلی کردی.تازه هیئتم که میخواستی بری وغذا میاوردی

زندگی تجربه شب پره درتاریکی ست    زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من وتو برود🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒

حق با همسرتون بود. میذاشتین میخوردن اگر احیانا زیاد میومد میذاشتین برای ناهار فردا. اگرم نه که امروز غذا درست میکردین. همسرتون گرسنه بوده اصلا قشنگ نیست این صحبتا برای غذا

مـن هـمانی ام که بی تو...پای تمام دوست داشتنهایم ایستاده ام...🥺
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قاشق

محدود | 43 ثانیه پیش
2791
2779
2792