2777
2789
عنوان

نوعی خودزنی

88 بازدید | 7 پست

سلام دوستان 

همسر من به دلایلی با خواهرم رابطه خوبی نداره توهم اینو داره که خواهرم دخالت میکنه که البته ده درصد حق داره باقیش توهمه حالا یک ماه پیش ویلای برادرم بودیم من غذا درست کردم رفتیم سر خاک پدرم که سالگردش بود بعد هم رفتیم پیش برادرم شام بخوریم دختر من سر شام بهانه آورد و گریه کرد رفت تو اتاق من یه بچه چند ماهه هم دارم که بغلم بود شوهرم رفت دختر بزرگم که دوسال و نیمشه بیاره خواهرم هم رفت که بچه رو ساکت کنه چنددقیقه بعد شوهر من عصبانی اومد بیرون بچه کوچیکمو ازم گرفت رفت تو حیاط تا آخر شب هم با کسی صحبت نکرد ما هم قبلا صحبت کرده بودیم شب اونجا بخوابیم دیدم اینطوریه رفتم پیشش گفتم چی شده میگه چرا خواهرت دخالت میکنه خودم داشتم ساکتش میکردم گفتم خوب حالا که اومده مگه چیزی گفت بهت میگه نه منم گفتم با مشکلاتت خوش باش شب میمونی یا بریم میگه بریم خلاصه اومدیم تو راه با سرعت دیوونه ها رانندگی کرده اومده خونه هی در و میکوبه کیفو پرت میکنه میپیچه میره اینور میپیچه میره اونور آخر سر میگم چرا اینجوری میکنی مگه من حرف بدی زدم مگه این بچه تو رو گاز گرفته...  خلاصه اون شب گذشت بهش گفتم دیگه جایی که خواهرم هست با تو نمیرم خونه برادرم هم قبل از اینکه بیای میرم دیگه با تو نمیرم میگه چرا من که مشکلی ندارم ( جون عمش) خونه خواهرم طبقه بالاست هر روز میرم پیشش چون بارداره از خونه بیرون نمیره عاشق بچه های منم هست میرم دلش نگیره اما سه ماهه شوهرم نمیبرم یعنی میگه بریم بالا سر بزنیم اونم با دلچرکینی ولی من قبول نمیکنم دلمو شکسته هر بار که با خواهرم بوده کوفتم میکنه اگه برادرام هم نزدیک بودن همین اوضاع بود خدا رو شکر میکنم که پدر مادرم زنده نیستن چون از اونا که نمیشد دوری کرد بیشتر حرص میخوردم 

حالا من با خانوادش خوبم هر هفته میرم خونه پدر مادرش با خواهرانش هم خوبم اگه تفریح یا مسافرت باشه با اونا میرم 

غرض از این مقدمه طولانی اینه که من میخوام ادبش کنم که بفهمه لایق این نیست با خانواده من رفت و آمد کنه الان چند وقته که تو روابط با خانوادم حذفش کردم هفته دیگه بچه خواهرم بدنیا میاد میخوام سکه بفروشم براش طلا بگیرم و بهترین خرج رو کنم بدون اینکه یک قرون ازش پول بگیرم درحالی که هفته پیش پول به حسابم ریخت گفت برای زایمان خواهرت کادو بخر

دوهفته دیگه تولد دخترمه میخوام فقط خانواده شوهرمو بگم با اینکه خواهرم چهارتا پله بالاتره و دوست صمیمی خواهرشوهرمه 

17 مهر سالگرد مادرمه میخوام فقط غذا درست کنم بدم بیرون نه سر خاک برم نه با خواهر برادرام قراری بذارم

به نظرتان خود زنی نیست این کارا؟؟؟  آخه فکر میکنم اینطوری میتونم خوردش کنم 

این ماجرا 4-5 ساله خیلی تحمل کردم 


خب شوهرتون حق داره

وقتی همسرتونوفرستادین برااروم کردن دیگ چراخواهرتونو فرستادین

به غرور مرد برمیخوره 

بنظرم کارتون خیلی زشته وهمون ۱۰ درصددخالت خواهرتون زندگی رومیپاشه حتی ۱درصد

🍃🌺اللّهم صَلِّ علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُم🌺🍃

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

بنظرم مردخوبیه کا به حسابتون پول واریزکرده براشون کادوبخرید

شماخیلی انتظاردارین براش دیگه چیکارکنه؟

بنظرم حدومرز خواهری وبرادری وحفظ کن ازهمه چی همسرتون مهم تر ودراولویت وبعدبه سراغ خواهروبرادرتون برید

🍃🌺اللّهم صَلِّ علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُم🌺🍃
خب شوهرتون حق داره وقتی همسرتونوفرستادین برااروم کردن دیگ چراخواهرتونو فرستادین به غرور مرد برمیخو ...

من نفرستادم که خودش رفت منم خوشم نیومد ولی اولا بچه خیلی باهاش اجینه و دیگه اینکه من صد برابر بیشتر دخالت خانواده شوهرمو میبینم حرف نمیزنم بهرحال بچه اونا هم هست بهش محبت دارن بخوام یه چیز بگم هم دل میشکنم هم فاصله ها بیشتر میشه منم اانتظار دارم یکم از خودگذشتگی داشته باشه

من نفرستادم که خودش رفت منم خوشم نیومد ولی اولا بچه خیلی باهاش اجینه و دیگه اینکه من صد برابر بیشتر ...

باهاش حرف بزن

اصلاقهرو لجبازی نکن

باارامش و سرفرصت بهش بگو بدون اینک به جنجال بکشه مردا سریع رام میشن

🍃🌺اللّهم صَلِّ علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُم🌺🍃
بنظرم مردخوبیه کا به حسابتون پول واریزکرده براشون کادوبخرید شماخیلی انتظاردارین براش دیگه چیکارکنه؟ ...

آخه پول بین ما مساله نیست خونه و زمین میلیاردی منم دست اونه 

به نظر شما مرز خواهر برادری کجاست خونه برادرم دوتا کوچه اونطرفتر هست الان یکماه و نیمه ندیدمش با اونیکی برادرم فقط تلفنی تماس دارم یه خواهر نزدیک دارم که اونم الا  ن از عید پایین نیومده اون روز هم سالگرد پدرم بود بالاجبار دور هم بودیم خیلی دیگه محدود شدم میخوام ببرم ببینم خیالش راحت میشه؟ 

باهاش حرف بزن اصلاقهرو لجبازی نکن باارامش و سرفرصت بهش بگو بدون اینک به جنجال بکشه مردا سریع رام م ...

خیلی باهاش حرف زدم بخدا چند وقت ار میشه دوباره از یه جای دیکه سربلند میکنه ولی ممنون از فکریت سعی میکنم یه بار دیگه ببخشمش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز