سالهاااا پیش وقتی خیلی نوجوان بودم و حساساتی و خام عاشق یکی شدم. 7سال ازم بزرگتر بود و بلد بود چه جوری خامم کنه.
اینکه چی بهم گذشت و تو 7سالی که باهاش بودم چه روزهایی داشتم بماند . قصه طولانیه خودش یه کتابه .
یه بارم امد خواستگاری که خانواده ها خیلی به هم نمیخوردن و بعدش دیگه اصرار نکرد اصلا. ولی همون موقع هم میگفت میتونیم بدون ازدواج تا ابد باهم باشیم و هرکدوم زندگی خودمون رو داشته باشیم....بعددد...