مثل زن باش این متن ارزش یکبار خواندن را داردمن ایمان دارم که حقم را بایداول اززنان بگیرم.حقم را زنانی زیر پا گذاشته اندکه تمام دغدغه های شان هماهنگ کردن رنگ ناخن ولب سیرین شان است،زنانی که مادر شوهر وخواهرشوهران شان را هیولا میدانند.حقم را اززنانی میخواهم بگیرم دغدغه های روزمره ای شان مدهای جدید لباس است،زنانی که هرگزبه باشگاه برای ورزش نرفتندهرگزپا به کتاب فروشی ها نگذاشتندوزنانی که روانشناسی سرمایه داری درباورشان گنجانده برای خوب شدن حالشان باید به مراکزخریداری بروند.حقم را ازمادرانی باید بگیرم که قبل از به دنیا آوردن بچه حتی یه کتاب نخواندندوبیشعوری را باز تولید کردندزنانی که بعد ازدورهمی شان می گفتند:پذیرایی شان مجلل نبود،گوشه ی مبل شان خاک نشسته،فلانی بچه دار نمیشود.....واجازه دادندواژه حقیر(خاله زنک)زاده شود.حقم را زنانی زیر پا له کرده اند که معیار باارزش بودنشان را دروزن طلای شان میدانندوهرگز نفهمیدند که طلا فقط یه عنصراز جدول مندلیف است که ما به آن بها داده ایم.زنانی که نفهمیدید هنگام ازدواج قرار است مثل لباس فروخته شوند ودرباور مردها گنجاندند که تمام خواسته ی یک زن از آنها پول وطلاست وجنگ مقدس زن یعنی همین!زنانی که ازمدرن بودن فقط همین را آموختندکه نباید بوی قورمه سبزی دهند درحالی که بوی غذادادن حق خوری نیست عشق است کانون مهرخانواده حق خوری نیست زندگیست.من میخواهم دخترم اززن بودنش لذت ببرد،بجنگد ،برقصد،آشپزی کند،به باشگاه برود،کتاب بخواندواززنانگی فقط دلبری کردن را نیاموزد.بیاییم ،بخوانیم مطالعه کنیم بنویسیم وبفهمیم زن بودن راحس کنیم وحرمت بگذاریم تا وسیله نشویم تا هیچ مردی جرات به این نکندکه ازنفهمی مااستفاده کند وحق ما راله کنند.