2821
2789

شغل شوهرم جوریه که ساعت 3میادخونه تااون زمان تنهام....بعدکه میاد ناهارشو میخوره بعددوساعت میخابه پامیشه میره استخر بعدمیادیه سری خونه میزنه بعد هردفعه بایه بهونه ای میره بیرون😢😢بخدا این نبودتصورمن از زندگی مشترک...من یه زندگی رویایی نمیخام ولی آیا انتظار زیادیه باهم بودن.....دلم قده یه دنیا گرفته اینجا توشهره غریب هیچکسو ندارم که باهاش رفت وآمد داشته باشم تایکم وقتم بگذره

خب درباره این موضوع حتما باهاش صحبت کن.واینک توام خودتو سرگرم‌کن.با درس.کلاس هنری ..دوستات..نشین توخونه

نیلوفر و باران در تو بود خنجر و فریادی در من،فواره و رؤیا در تو بود تالاب و سیاهی در من، در گذرگاهت سرودی دگر گونه آغاز كردم...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

عزیییزم

الهی خوشبخت بشی گلم 


زندگی همینه دیگه

 بازم خداراشکر کن که اگه تو شهر غریب هستی اما کنار خونواده همسرت زندگی نمیکنی وگرنه خیییلی خیییلی بیشتر دلت میگرفت 



**اُفَوِّضُ اَمری اِلی اَللّهِ اِنَّ اَللّهَ بَصیرُ بِالعِباد**

اول ببین هر شب شوهرت تنها کجا میره.باید تو خونهوجوری باشی که دلش بخواد وقتش رو با تو بگذرونه

از اونورم واسه خودت برنامه داشته باش و وابسته به شوهر نباش.چون داغون میشی بعد یه مدت.کلاس برو،کارای هنری بکن و....

عزیزمممم حتما ی کلاسی چیزی برو چون اولشه بعدا بیشتر احساس تنهایی میکنی،منم تو شهر غریبم،شوهرم ی روز کامل از صبح میره سرکار تا فردا صبح میاد بعد دو روز ک خونه اس همش میره بیزون اسنپ،منم خونه تنهام سرتو گرم کن....اره زندگی مشترک ک همیشه اونی ک تصور میکنیم نیست من فقط منتظرم دخملم بدنیا بیاد.

دختر قشنگم بهونه زندگی منو بابایی خوش اومدی ب زندگیمون،خدایا مواظب عشقم و دخترم باش

مردا همشون همینن یا شانس ما اینجوری دراومده🤔

من از دندون درد دارم میمیرم ۲ماهه آقا میگه ندارم ببرم درستش کنم یکم صبر کن اونوقت همین الان ۲میلیون تومن ولریز کرد بحساب باباش ک ننش راحت تر ب گشت و گذارش برسه..خدایا پس کی حق منو از این بیشرفا میگیری

فرزند ایران و جان فدای میهن✌💖🧠💞

عزیزم جای من بودی چی 

5 صبح میره 9 شب میاد شام میخوره از خستگی خوابش میبره😢😢😢😢

این شادمانی که اکنون در دست توست مدت زیادی نخواهد ماند.این دستان نرم کوچکی که دردست تو آشیانه دارد در حالیکه در افتاب قدم می زنی همیشه با تو نخواهد بود، همین گونه این پآهای کوچکی که در کنارت می دود و باصدای مشتاقی که بدون وقفه و باهیجان هزاران سوال از تو می کند تا ابد نیستند.این صورتهای قابل اعتماد که به طرف تو توجه می کنند، یابازوان کوچکی که بر گردن تو حلقه می شوند و لبان نرمی که بر روی گونه های تو فشار می آورند دایمی نیستند.قلب خودت را بر ایشان اارزانی بدار، روزهایشان را از شادی پر کن، در خوشی و شادمانی معصومانه شان شریک باش که طفولیت جز روزی بیش نیست و با چشم بر هم زدنی از دست خواهد رفت❤

نمیدونم مرداجدیدا چرااینجوری شدن،یکم پیش بهش اس دادم پوکیدیم تواین خونه یه ساعت ماروببربیرون برگشته زنگ زده میگه مگه ۳روزپیش بیرون نبودین بسه دیگه منم یکم نشستم گریه کردم حالم یکم خوب شده

دنیام پسرم😘😘
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز