ای بابا دلت خوشه ها
من که خونم تعمیرات اساسی داشت از سقف و دیواراش بگیر تا تعویض سرامیک
هر چیکه فکر کنی تو این خونه انجام دادیم یه چند ماهی هن طول کشید تازه یه دوماهه تموم شده ولی کلی خرده کار مونده
باور میکنی همه کارام رو خودم کردم پدرم در اومد حتی مامانم نیومد خونه مون رو ببینه که اصلا چه شکلی شده
الانم همسرم خونه رو کلا ول کرده رفته سراغ تعمیرات خونه خولهر و مادرش هرچی حرص خوردم که بابا من وضعیتم ناجوره اینجا رو تموم کن بعد برو اونجا گوش نکرد