دوستان دیشب خونه مادرشوهرم بودیم آخر شب خواهرشوهرم به بهانه آوردن پسرش از خونه مادرشوهر خودش گفت ما باران ( دختر من) با خودمون میبریم منم خیلی حساسم اصلا دوست ندارم بچم بدون من جایی بره شوهرم هم همینطور اما این حساسیت نسبت به خانواده خودش کمتره خلاصه من رفتم تو اطاق به هسرم پیامک دادم نذار باران باهاشون بره صدا پیامک نیومد دوباره براش فرستادم باز صدا نیومد اومدم بیرون خیلی خونسرد پرسیدم گوشیت سایلنت گفت نه چی شده لبخند تلخی زدم گفتم هیچی خواهرشوهرم رفت باران هم برد یک ساعت طول کشید منم حرص خوردم خلاصه با شوهرم سر سنگین بودم اما چیزی نگفتم آخه اگه این خواهر من بود ابرومو برده بود خلاصه دردسرتون ندم الان بعد گذشت 24 ساعت تازه فهمیدم پیامها رو به دوستم فرستادم و شوهرم واقعا پیامی دریافت نکرده حالا به نظرتون براش توضیح بدم از چی ناراحت بودم و دیگه تکرار نشه یا خنگ بازی خودمو رو نکنم؟؟؟؟؟