قبل از تعریف ماجرا بگم که شوهرم خیلی حساسه و یه جورایی وسواس داره مخصوصا در مورد چیزی که میخاد بخوره...
مثلا تو خونه ی ما هرچیزی که وارد میشه اعم از میوه و بسته بندی مثل کنسرو جات و رب و نوشابه و ...
با اسکاچ قوطیش شسته میشه(البته الان یکم بهتر شده و با اب خالی هم بشورم توسط ایشون قبول میشه)و بعد وارد یخچال میشه...
یا مثلا چن سال پیش خونه ی مامانم دعوت بودیم مو وسط غذاش دید از اون موقه خونه مامان من چیزی نخورده حتی چاااااای
میگه مامانت پلشته بدم میاد..
بماند که باعث کلی بحث شد این موضوع چون مامانم واقعا ناراحت شده بود از رفتارش...
چه طولانی شد مقدمه ام
خب بریم سراغ ماجرای امروز