اقا من زنداداشم طبقه بالا زندگی میکنه منباردارم دوران حاملگی خونه مامانمم کلا از اولش روزا که تنهام میرم پیش زنداداشم و بچه هاش خودشم دوست داره من نرمم صدام میزنه یا میاد پایین ماه اخرمه دیگه نمیتونم برم بالا ترجیح میدمتنها بمونم استراحت کنم بعد یدفعه نشستم درو باز میکنه میاد تو بدون اینکه در بزنه اونوقت من همیشه در میزنم میرن تو خونش.این اخلاق و از همون اول داشت چندین بارم بهش گفتیم ولی بازم انگار نه انگار میخوام بهش بگم میترسم ناراحتی بشه اخه قراره زمستون از اینجا برن و اینکه تو این چند ماه واقعا کنارم بود و تنهام نذاشت