2821
2789

من توی عروسای فامیل شوهر خیلی مطرح هستم. بچه تهرون و تحصیلکرده و شاغل و خانواده دار و  خوش اندام و خلاصه .....

بعد کلا خیلیم روی بچه داری حساسم. از اول بهترین لباسا و مواد بهداشتی و تربیت و ادب و اینا....

از طرفی من و شوهرم هر دو خوش اشتها تشریف داریم. یعنی اگه من از سر غذا بلند بشم سهم منو خورده قطعا


یکبار رفتیم سفر با پسرعموهای شوهرم و خانماشون. بین راه  توی طبیعت بال و کتف کباب کردیم. تا اومدیم شروع کنیم دخترم پی پی کرد. منم رفتم توی ماشین با دستمال مرطوب و اینا تمیزش کردم و کرم مخصوصشم زدم. و دست تنها دستای خودمم با یه آب معدنی با مکافات شستم. تا اومدم غذا بخورم عروس عموی شوهرم گفت: دستات هنوز کرمیه!!!!!! 

تصور کنید کرم مخصوص پای دخترم از اونایی بود که به سختی شسته میشد و منم به سختی خودم آب میریختم روی دست خودم با بطری که اونو بشورم. خب عجله هم داشتم که بال و کتفا توسط همسرم منهدم نشه😁😁😉

خلاصه بدجور پودررررررررر شدم

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام
2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز