برادرزادم حامله بود نزدیک شاید دو س هفتش بود.و با هم نشسته بودیم حرف میزیدم،در مورد بچه و شباهتا و خوشگلیش ،ایکه چ توصیه ها یی واس خوشگلیش گفته شده،بهش میگفتم،بیشتر سعی کن ب منظره ها و طبیعت آرام بخش نیگا کنی حتی ب چهره هایی ک زیبا هستن ،بیشتر نیگا کن ...
چ تو جوابم بم گف ،میدونید؟
روشو برگردوند اوطرف،گف ای وای پس بهت نیگا نکنم ی وقت شبیه تو میشه ها...
بروم نیاوردم اما دلم شکست،چشامو ک بستم با ی پلک اشک از چشام ریخت...9ماه ازوروزمیگذره بنظرتون بچه شبیه کی شد؟