سلام خانما خوبین
من۶ماهه عقدم عروسیمون فروردین بود اما بخاطر یه سری بحث الکی با شوهرم بهم خورد مادرش و پدرشم تو جریان همه چی میذاره و هر وقت بحث کنیم مادرش میفهمه من مخالف اینچیزم بهشم گفتم ک نمیخام هر چی بشه بگی باید بین خودمون باشه اینم مادرش فهمید و باهام خیلی بد شده و از خداشه جداشیم میگه تو چطور ب پسرم میگی ب مادرت نگو!!!! پسرم همه چی بهم میگه و من همه چی بهش میگم خود دانی. و همین یه پسرو داره خیلیم به هم وابستن
من چیکارکنم ک شوهرم سرش ب سنگ بخوره نذاره مسائل ب خانوادش بکشن! الانم خیلی ازم دور شده درسته زنگ میزنه ولی خیلی کم و نشون میده همه چی طبیعیه
ولی حقیقتش عوض شده زیاد زنگ نمیزنه پیام بده
ولی تا ببینه ناراحت میشم میخاد ببینه چرا ناراحتم و زنگ میزنه میگه میخنده ک منو بخندونه. بگین چیکار کنم ک جذبم بشه مثل قبل احه من خیلی دلم براش تنگ میشه