همش با من سر جنگ. داره
رفتیم بیرون قرار شد تا آخر شب تفریح و شب گردی داشته باشیم
یهو دیدم اومد سمت خانه
میگم چیزی شد
میگه خستم حوصله ندارم
قرار بگو آخر شب شطرنج بازی کنیم
گفت ول کن بابا
بعدم زنگ. زد ب مادرش کلی بگو. بخند و بمیرم برات و خوش و. بش
دوباره قطع ک کرد اخما ش تو هم شد
الانم میوه آوردم بخوریم
نخورد
پشت ش رو. کرد بمن. و. خوابید