٤ روز پيش از سركار اومدم شوهرم هم تازه اومده بود. ميخواست فيلم ببينه گفت نميدوني آخرين قسمتي كه ديدم چند بود؟ گفتم نه. من چه بدونم. گفت حدودشم نميدوني؟ گفتم نه من اصلا ديشب با تو فيلم نديدم كه. يهو سرم داد زد كه خب مرا توضيح ميدي يك كلمه بگو نه. برو بگير بخواب اعصاب منو به هم نريز. منم ناراحت شدم گفتم مگه من چي گفتم. اونم بهم توهين كرد گفت برو. از اون روز قهر هستيم نه اون جلو مياد نه من. تا اينكه امروز جمعه اس رفت خونه مادرش عصر من دلم طاقت نياورد پيام دادم نمياي خونه؟ گفت تو بيا اينجا. گفتم نه حالم خوب نيست. بعد دو ساعت اومده خونه. من تو اتاق خواب هستم نيومد پيشم نشسته داره فيلم ميبينه. به نظرتون چيكار كنم؟ من بيشتر از اين نميتونم خودمو كوچيك كنم. اون بايد بياد سمتم. مگه نه؟