من چند ساله بچه دار نشدم شوهرم همیشه موقعش که میشه ادا درمیاره که التماسش کنم...التماسا به کنار رفتم عمل کردم تا سریع حامله بشم بهش گفتم تو رو خدا بازی درنیار استرس میگیرم نمیگیره بچه اا رفته تو حال خوابیده هر چی صداش میکنم محل نمیزاره امروزم دوازدهم باید اقدام کنم...دارم بخاطر حقارتم گریه میکنم...جاریم عروسیشه اگه زودتر از من بچه دار بشه برا من سرکوفته چرا شوهرم اینو نمیفهمه
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
بارها باهاش جدی حرف زدم هر بار میگه دست خودم نیست نمیدونم چرا اینطور میشم قول میده برا ماه دیگه دوبا ...
نسبت به بچه دارشدن اینجوریه یاکلا نزدیکی کردن؟اگ فقط به بچه اینجوریه توام خاست نزدیکت شه یجوررفتار کن که فک نکنه حرف حرفه اونه ، بعدشم چ سرکوفتی کسی پرسید بگو فلن نمیخایم به بقیه هیچ ربطی نداره مخصوصا جاری ماری
خدایا تمام عزیزانم رو پیش تو بیمه کردم پس هواشونو داشته باش خداجونم ، فسقلیه توی دلمو هم خودت سلامت بده تواغوشم❤