یه خاستگار برام اومد بنده خدا خیلی خوبو خوش قیافه و خوشتیپه ینی دقیقا همون قیافه مد نظرمن
خانواده خوب😔اونوقت رفتم صحبت کنم گفت یه چیزیو باید بگم من ام اس دارم😔
خیلی ناراحت شدم واقعا متاسفانه بدلیل اینکه خیلی سر سلامتی مرد خانواده مامانم براش مهمه مجبور شدم یکم رک صحبت کنم وگفتم تو جوونی اوج جوونی پدرم مریض شدو خب مامانم خیلی مشکل پیدا کرد درسته که الان خوب شده ولی خب خانوادم نمیذارن،نمیخاستمم دلشو بشکنم بنده خدارو
ولی خب بنده خدا که خوب نمیشه اخه خداکنه ناراحت نشده باشه